تموم حرفایی که دلم میخواست بدونی نشد
 امروز امینما دیدم ماه شده بود دل هم خوابیدیم با اینکه قبلش خیلی عصبیم کرده بود اما خیلی حال داد خیلی خیلی خیلی...............دلم براش شدید تنگ شده بود اخه دیشبش خوابه بد دیده بودم از ترس داشتم میمردم راستی ۲۸ سالگرد دوستیمون بود.خیلی دعوا کردیم خیلی اما همین که دیدمش بس بود 

نمیدونم یا بهتره بگم نمیدونیم بریم یا بمونیم.مطمئن عاشقیم اما من خیلی گند زدم بد فرم.با اینکه تموم کردیم اما شبا بهم اس میدیم دلش خیلی ازم پره هنوزم دلتنگه و ناراحت

منم همینطور خیلی خوبه اگه برگردیم

دعا کنین

 

 

امینم رفت.............

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد



 

امشب دلم به اندازهی تموم لحظه های عمرم گرفته.رفت.امینم رفت.امشب تا 10 بیرون بودم شاید 13 نخ سیگار کشیدم.ریه هام دارن منفجر میشن.همش 10 دقیقه دیدمش واس اخرین بار بدون کلمه ای حرف.ساکت ساکت مثل دوتا مرده.من فقط گریه میکردم حتی آرومم نکرد بوسم نکرد اشکاما باک نکرد.انگار نه انگار نسیمشم.گفت اگه عاشقشم برم راحتش بذارم بودنم عذابش میداد عاشق بودم گفتم چشم امینم باشه نفس نسیمت میرم که آروم باشی.غصه نخوری لاغر شی.آخه از بس غصه میخورد لباش آب شدن.خلاصه که تموم شد امینم با تموم خوبیا و قشنگیاش رفت و من تنهام از امروز از تموم برایدای مشکی دورم از تموم آدمایی که نگاهشون فرق داره.تموم آدمایی که اسمشون امین یا شروین.

 از این به بعد زندگی نمیکنم.نفس میکشم فقط.

تا این آخرا به خودم میگفتم الان بغلم میکنه میگه تحملت میکنم نسیمم.نکرد

 میمیرم اگه ببینمش با کسی تورا خدا دعا کنین بمیرم نمیتونم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

 

چجوری با امین آشنا شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راستش پارسال عروسی فک فامیلمون بود.رفته بودیم عروس بیاریم. دنبال ماشین عروس و ازین حرفا مام صدای آهنگ زیاد و جیغ و داد که یهو موندیم پشت ترافیک.امینمم اومد کنارمون واستاد.تا واستاد محوش شدم. دلم لرزید.یهو خواهرم اینا شروع کردن جیغ و داد که امینم برگشت چشم تو چشم شدیم.خلااصه راه باز شد و رفتیم........خیلی بهش میفکریدم.تا شد شهریور و ما با بچه ها میرفتیم پارک والیبال.اولین شبی که رفتم باز دیدمش.قلبم داشت از تو سینم در میومد.تموم دوستام داشتن راجبش میحرفیدن و من قلبم تند تند میزد.اونم والیبال بازی میکردن با دوستاش.

خلاصش به هر طریقی من اذیتش میکردم که نگام کنه.توپ میزدم سرش با دوچرخه میرفتم دلش....هر طوری که فکر کنی...اما وقتی عاشقش شدم که توپشون که میفتاد طرفما یا تو سر و کلم اصلا سر شا بالا نمیاورد نگاه کنه.وقتی ام نگاه میکرد نگاش خیلی خاص بود..........................من دلم لرزیده بود شک نداشتم..................یه شب از همین شبا که میرفتیم والیبال پاکار و اونام میومدن پاکار تر از ما.راحله دوست دختر علیرضا دوست امین با الناز دوستش رفتن اونطرف پارک.علی رضام دست امینما گرفت و بردش.من قلبم داشت از دهنم میزد بیرون زمین و زمانا فحش میدادم تا برگشتن.در بدر دنبال شمارش گشتم تا شد ساعت ۱۱:۴۸ دقیقه تلش به دستم رسید.اون شبم لامذهب اینقد خوشکل شده بود.که....

بهش اس دادم سلام.چقدر مدل موت بهت میاد مبارک باشه....................................دوستام تعریف میکردن میگفتن وقتی اسما خونده بود مثل علامت تعجب شده بود و فکر کرده بود دوستاش سر به سزش میذارند.خلاصه که گوشی همرا چک کرده بود...........ج داد و حدودا ۲.۳ ساعتی باهم حرفیدیم و من فهمیدم که بله..........ایشونم دلش میخواد.فرداشم ویلای دوستش هما دیدی

............................................................بعدشم که عاشقش شدم

 راسی اونشب که با علی رضا رفته بود فقط رفته بودن سیگار بکشنمن الکی ترسیده بودم

            <.اینم واسه اونایی که از آشناییمون پرسیده بودن.>

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

 

دیشب:

دارم میترکم.نمیدونم اگه اینا را اینجا نمینوشتم چیکار باید میکردم.واقعا یه احمقم چرا مینویسم وقتی نمیخونی وقتی نمیفهمی دیوونه شدم دیوونم کردی امین دنیام حد کافی غصه داشت تو چرا تویی که میدونی چرا غصهام شدی.خسته شدم از بس منتتا کشیدم.امین من که واس نسیمش گریه میکرد چی شده؟دیشب دلت خوابوندیم حتی بغلمم نکردی.چرا امین؟جای من دیگه اونجا نیست؟دادیش به کی؟چی بت بگم آخه؟چی میتونم بگم؟چی میذاری بکم؟

بابا من اشتباه کردم مثل بقیه ادما مثل توئی که هیچ وقت اشتباهاتتا به روت نیاوردم

چیکار میکنی بامن؟چیکار میکنی با نسیمت؟حتی دلت خوابیدم لحن حرف زدنتم تغییر ندادی.انگار میخوای منا بخوری.نسیم گریه نکن گفتم.چشم امینم.لال میشم.گریه نمیکنم.کور میشم تو را با بغیه نمیبینم.

به کی بگم من آدمم.من آدم دلم گرفته

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

دلم باز گرفته:

شدیدا ازت ناراحتم امین اون از دیشبت و حرف زدنت بعد از ۲ ساعت الافی تو پارک اینم از صبحت که با یه ذوق و شوقی بت زنگ زدم اینطوری بهم میگی.نمیگم چی چون هم خودت میدونی و هم اگه بگم تموم آدمایی که این وبلاگا میخونن واس دوست داشتنت بهم فحش میدن.این حق من نیست امین.ولی به جون خودت که تنها چیز مهم زندگیمی اگه این اتفاق افتاد دستای نسیمت دیگه بت نمیخوره.تنش دیگه بت نمیخوره.لبام دیگه بت نمیخورند.گور بابای احساسم دست دیگه بت نمیزنم.نسیمی که دلش آرومی دست دیگه بهت نمیزنه.من نمیکشم امین دیگه هر روز بدتر میشی و صبر میکنم.بیشتر کم محلی میکنی جیک نمیزنم.داغونم امین.دیشب تا ۸ صبح بت زنگ میزدم و تو خواب.مگه من چیم؟کیم؟دیوونم کردی.اینهمه نسیم دوسم داشته باش گفتی که اینکارارا بکنی؟الان که دوست دارم چرا اینطور میکنی؟میگی دلم نمیخوابی دیگه که خرت نکنم؟دل من خوابیدن خر شدنه؟بی انصافی امین واقعا بی انصافی...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

سلام:

نمیدونم الان چته و چرا ناراحتی اما از ناراحتیت شدید ناراحتم.تازه امروز صبح لوسمم نکردم.داغونم امینم بد فرم.همه زندگیم شده غصه همه دلخوشیم شده تو تو نشو غصه .من گناه دارم.دیروز دلت خیلی خوش گذشت همیشه دلت خیلی خوش میگذره دلخوشی نسیم.دوست دارم.بوس بوس 

چقدر روز خوبیه:

سلام تپلم.همین الان از دلت خورد و خمیر اومدم خونه.چقد خوب بود.عالی بود.خیلی خیلی خیلی خوشحالم.............................................خیلی

چقد پیشت بودن خوبه چقد دلت بودن و بوست کردن و لوست کردن خوبه.چقد خوبه وقتی خوبی باهام حرف میزنی.

فکر کنم دارم دیوونه میشم کم کم.داری تو دلت میگی بودیا..............دیدی میدونم

عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

 

چقدر منا حرص میدی آخه:

سلام.دیدی گفتم میام همه چیزا خراب میکنی.دیشب بعد از این همه که دلم بودی با است حالما گرفتی.راستش فکر نمیکردم حالا که همه چیزخوبه باز به جدایی بفکری

صبح تا حالام که ازت خبری نیست.حتی یه تک زنگ با اینکه میدونی نگرانتم.دیروزم که آب پاکی ریختی رو دستم  گفتی دیگه به وبلاگم که نه وبلاگت سر نمیزنی

کاش میمردم امین.به خدا خستم.اینقدر حساس شدم که ذره ای صداتا میبری بالا گریم میگیره.اونم من.منی که .....................

بیخیال بدیاتم قشنگند.مثل چشمات.مثل لبات.مثل امینم.مثل خوبیات حتی وقتی میدونم الکین.

دلم گرفته.میخوام بغلت کنم.بچسبی بهم سرتا بگیرم آروم تو سینم.موهاتا واست نازشون کنم...بدون اینکه من بت بگم بوسم کنی بگی نسیم جمنم دوست دارم................................

مینویسم.......مینویسم باز هم.....................گریه..این گریه اگر بگذارد

 

سلام امین چیم:

امروز صبح با صدای اس ام است بیدارم کردی.تا گوشیما باز کردم نوشته بود فرشته کوچولوم برق از چشمام پرید.گفتم حتما باز مثل قبلنا بهم صبح بخیر گفتی

با یه ذوقی باز کردم...که.................نگم بهتره

من دیشب که بت گفتم حرف دلما حسی داشتم هزار بار بلعکس حالا.میخواستم خوشحالت کنم

بگمکه نسیمت تکون نخورده هنوز مثل قبله..........هیچ وقت نمیفهمی...بیخیال

الان بهم زنگ زدی انگار میخواستی منا بخوری.اینقدر بد اخلاقی دیگه.عصر   ۴۰۵قراره ببینمت.خوشحالم.میدونم باز تو اوج خوشحالیم تیکه بارم میکنی اما باز خوشحالم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

معذرت خواهی:


سلام امینم.سلام دوره چشمات بگردم.اینارا مینویسم که ازت معذرت خواهی کنم  یه ببخشید گنده بت بگم.واسه تموم فکرای بدی که راجع بهت کردم.عاشقم دیگه دلم میلرزه و چشم میترسه.من دوست دارم پشتتم همیشه همه جا

دوست دارم به اندازه همه دفه هایی که قلبامون واسه هم تپیده.قد همه خنده ها و گریه ها و بغذامون.الان دارم گریه میکنم و مینویسم اینا را واست.میدونم دوست نداری.دست خودم نیست.اگه پیشم بودی لوسم میکردی بوسم میکردی محکم بغلم میکردی و اشکاما با زبونت پاک میکردی.کاش بودی.

خواستم بگم تو مال منی.من مال توام.ما هما دوست داریم.غصه نخور.من تحمل دیدن غصه هاتا ندارم.اگه یه روز لازم باشه نفسمم بت میدم که باشی.من میمونم پیشت.میری برمیگردی.باز دل هم میخوابیم.باز موهاتا میکشم.باز میبوسیم هما.برگشتی بچه ام میخوام.میدونم دوست نداری و از اینکه من حامله بشم و بلایی سرم بیاد میترسی.اما من میخوام.این همه زن حامله میشن نمردن همشون که.نترس من تا آخر عمرم دلتم.فقط فقط فقط مال خودت.از من خاطرت جمع جمع.منم از تو خیالم جمع.

ما مال همیم

دوست دارم

                          بوس بوس

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

 

 تولدت مبارک:

الان که دارم اینا را واست مینویسم باهام قهری و بهم گفتی دیکه دوسم نداری.فدای سرت.من بازم حرف نمیزنم.توام مثل همیشه سر حرفت بمون.چرا؟چون نسیمت به جای ۱۲ تولدتا ۲ بت تبریک گفته.

طوری نیست من عادت دارم به این بهونه گرفتنات.کسای که زودتر از من بت تبریک گفتن حتما از من خیلی مهمتر بودن...چون شماره خط جدیدتا دارن.هر وقت بخوان و اراده کنن بت میزنگن.نه مثل من منتظر بشن ببینن دلت میخواد ۲گوشیتا روشون روشن کنی یا نه.فرار نمیکنی ازشون وقتی تو پارک میبینیشون که مبادا آب دلت تکون بخوره.مثل من مزاحم زندگیت نیستن.مثل من دوست ندارن.گله نمیکنم ازت چون حق گله ام ازمن گرفتی.من فقط داشتم حالتا میپرسیدم که یهو تولدتا تبریک بگم که قطع شد.حالت ودلیل رفتارات خیلی واسم مهم بود.چون ناراحتیت عذابم میده.

من معذرت میخوام اگه اولی نبودم.میشد باشم.نذاشتی.امشبم که میری خونه داییت اینا.حتما نسیم جونت بت تبریک میگه.حتما کادوشا قبول میکنی.مثل تموم کارای که واسش کردی و تو دلم عقده شد.چه اهمیتی داره حرفهی که مطمئنم نمی خونیشون.بیخیال.

تولدت مبارک امین همه جز من.

میشد امروز قشنگترین روزمون باشه.نشد.

تولدت مبارک.بوس بوس

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 14:27  توسط نسیم  | 

دستان من از بدو منت کش تقدیر بود..........

و تقدیر از ما دیر

من با تو می امیختم و تو با غیر

با تو اوج میگرفتم و تنها میماندم

با تو زوج میشدم و فرد میمردم

و هوس بود که تقدیر را غریب میکرد

میان من و تو احساس هوسی بیش نبود.....گرچه.........................

میان من و تو هیچ نبود

چه با احساس دستانت را میفشردم.و چه بی احساس قلبم را فشردی

خدا هم اشک را در چشمان من میخواتت

     <<<<<<<<<<<<<<به امین هیچ ربطی نداشتا همینجوری یهو اومد>>>>>>>>>>>>>

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

چشم هایم را میبندم.باز میکنم.میبندم....تا هزار میشمارم...کنارم باش

۱..۲...۳.............................................۹۹۹.۱۰۰۰

آرام دستهایم را دراز میکنم...بند بند میشمارم.

هستی.نیستی.هستی.نیستی.هستی.نیستی.هستی.نیستی.هستی.نیستی.هستی.نیستی.هستی.نیستی

ارام چشم هایم را باز میکنم.باور نمی کنم حتما اشتباه شمردام

از بلعکس...۱۰۰۰.۹۹۹.۹۹۸.....................................................................

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

دلم گرفته است:

دلم گرفته است از هجوم سکوت در خیابان های خالی از ازدحام.

از چراغهای تهی از نور...

و از مر دان تهی از مردانگی....

این شهر من است.شهری که مردانش چادر بر سر دارند و عریانی زنانش بیداد میکنند.

و چه پستست عشق در شهری که آسمانش هوایش و نفس هایش غبار دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 14:59  توسط نسیم  | 

اینک:

اینک آرام باش و صبور

 

                                      اندکی نیک بیاسا

 

                      اینجا شاهدان نشسته بر خاک

هرگز

 

ظلم را به خواری ندیده اند

 

                     من به آنچه که محصول کرده ایم به پاکی نشسته ام

 

عاشقی

عاشق که شدم

دنیا بادکنک بزرگی شد و به هوا رفت

آنقدر بالا رفت که چسبید به خورشید و ترکید

حالا مواظبم که اگر عاشق شدم دنیا را با یک نخ

محکم ببندم

چون میترسم یا بترکه یا گم شه

                       <<<هیچکس تنهاییم را حس نکرد>>>

 

 

تو میدانی:

تو میدانی که من هرگز به خود نیندیشیده ام.

تو میدانی و همه میدانند که من حیاتم هوایم و همه خواسته هایم

به خاطر تو و سرنوشت تو وآزادی تو بوده است

تو میدانی که هرگز به خاطر سود خود گامی بر نداشته ام

از ترس خلافت تشیع ام را از یاد نبرده ام

تو میدانی که نه ترسویم و نه سودجو

تو میدانی که من ساپایم مملو از عشق به تو آزادی تو و سلامت تو بوده و است و خواهد بود

تو میدانی که دلم غرق در ئوست داشتن توستو ایمان داشتن به تو

تو میدانی که من خودم را فدای تو کرده ام.فدای تو میکنم که

ایمانم توئی......عشقم توئی.....معنی حیاتم توئی......امیدم توئی

و جز تو تو زندگی برایم معنی ندارد...........................طعمی ندارد

تو میدانی که زندگی از تحمیل لبخندی بر لبان من

از آوردن برق امیدی در نگاه من

و از برانگیختن برق امیدی در نگاه من عاجز است

تو میدانی که شکنجه دیدن به خاطر تو.زندان کشیدن برای تو.و رنج یردن به پای تو

تنها لذت بزرگ من است

از شادی توست که من در دل میخندم

و از امیدهای توست که برق امید در چشمان خسته ام میدرخشد

و از خوشبختی توست که هوای پاک سعادت را در ریه هایم احساس میکنم

                                  نمی توانم خوب حرف بزنم

نیروی شگفتی را که در زیر این کلمات ساده و افتاده پنهان است دریاب!

من تورا دوست دارم.همه ی زندگیم.همه ی روزها و شبهای زندگیم هر لحظه از زندگیم

به این دوست داشتن شهادت میدهند.........شهادت داده اند...................شاهد هستند

                                        آزادی تو مذهب من است

                             خوشبختی تو عشق من است

                                        آینده تو آرزویم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

 

عشق:

در سلامی شرم آگین خویشتن را بازگو میکرد.در ظهر های گرم دود آلود ما عشقمان را در غبار کوچه میخواندیم.

ما به زبان ساده گلهای عاشق آشنا بودیم.ما قلبمان را به باغ مهربانی های معصومانه میبوردیم و به درختان قرض میدادیم و توپ.با پیغامهای بوسه در دستان ما میگشت و عشق بود.آن حس مغشوشی که در تاریکی هشتی ناگهان محصورمان میکرد و ذوبمان میکرد.

در انبوه سوزان نفس ها و تپش ها و تبسم های دزدانه

                                                                <<<فروغ فرخزاد>

 

۲.به یکدیگر عشق بورزید اما از عشق بند نسازید.بگذارید عشق دریای مواج در میان سواحل روح شما باشد.با هم بخوانید و برقصید و شاد باشید اما بگذارید هر یک از شما تنها باشید

                                                        <<<جبران خلیل جبران>

 

 ۳.در آخرين لحظه ديدار به
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان آسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توآن را
از من مي ربودي بر لبت
زينت بست
و به آرامي از من فاصله
گرفتي ومن بي هيچ كلامي
خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
اي فقط لحظه اي مي انديشيد كه نحيف لحظه

آسمان بهاري يعني ابر

، باران ، رعد وبرق طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن

                                                <<<دوستم دورهگرد>

 

۴.خـیـال مـن

درآغوش تـو

پـرنـدهء بـی پـروایـی سـت،

کـه وسـعـت آســمـان

از چـشـمـش افتـاده اسـت

                                          <<<دوستم مجنون بیلیلا>

 

اگر دلم میگیرد بدان از طعم لحظه های یاد توست..شیرین ترین دلتنگی هایم با نام تو آغاز میشود...

                                      <<<دوستو دوره گرد>

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 22:21  توسط نسیم  |